هیزم

 
بدرید و بتازید به هر آن چه که حکم دادیم
نویسنده : ehsan - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۸
 

    

                                         و آن کس که دین دارد قلاده ندارد

مسیله اینست که مرز اسطوره و تاریخ کجاست؟ و فرهنگ خود می تواند یک ضدفرهنگ جانشین ای باشد که سال هاست غالب شده است؟

شرق مهد تولید دین و مذهب بوده .طبیعی هم است. در جایی که قدر است باید وسیله ای بودهباشد تا قدرت به دست بیاید. ایران زمینه های عرفانی زیادی دارد که حکومت های مختلف از این پتانسیل استفاده کرده و بقا میابند.شاه اسماعیل شیعه را می آورد!شاه عباس با استفاده از آن ایران را یکپارچه میکند!نادر شاه  به اسم دین به خون بازی های خود در هند می پردازد . رضا خان هم با سوگواری در دسته ها موفق میشود پادشاه بشود و الان هم خودتون میبینید. مهم نیست که به اسم اسلام و خیر مطلق چندین هزار انسان از دم تیغ گذرانده میشوند و جواهراتشان در جیب حکومت به بیت المال ریخته میشود.مهم اینست که چه بر سر فکر کردن می آید؟ مغز چیست در این میان؟ خوب اگر ببینیم . میفهمیم که در گذر چندین قرن تا به حال.کم کم مغز مردم ما تبدیل به یک وسیله فقط برای حفظ تعادل شده است!. دین چگونه می تواند این کار را به این شکل ناب انجام دهد؟

هر انسانی حتی کم میخواهد قواعد را بشکند و از خود رها شود.این حرکت به شدت در مراسم مذهبی ما دیده میشود .همان مرد هایی که میگویند مرد گریه نمی کند . در تاریکی چراغ ها گریه میکند و دلیل اش هم به خاطر رنج های حسین است . و نا خود آگاه مصایب خود را با مصایب حسین مقایسه میکند تا بگرید. درست است که برای حسین گریه میکند ولی در واقع برای خودش است.و در آخر با حس توبه و یک رنسانس از جمع جدا میشود و بعد از یک سال کمی هم به خود فکر میکند.چيزی که هر آدم ای در حج بعد بر زمین نشستن ها و در خیابان گریستن ها و شب بیداری ها و روز خوابی ها احساس میکند.!

 

در جامعه ای که سال هاست مردم اش یکپارچگی فکری و هدفمندی را تجربه نکرده اند. خیلی جذاب است که همه در کنار هم جمع شوند و برای حسین غذا بپذند.این یک هدف کلی برای این گروه است شاید احساساتی شدن مردم و گرایش شدید به کار گروهی در این مراسم واضح باشد. این کار گروهی و حضور در گروه استرس را کاهش میدهد. زندگی استرس زای ایرانی هم در چند قرن اخیر و به خصوص بعد از انقلاب بسیار نیاز به آرامش و فکر به غیر است.

 

محرم چه کار بردی دارد؟ این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و این اسلام است که الیگارش را زنده نگه داشته است.هر سال با محرم یک پتک بزرگ عقیدتی دیگر هم به پیکره ی جامعه وارد میکنند و در جهت دلخواه خم اش میکنند.از دعاهای آخر هر روضه ای که در محرم از تلویزیون پخش میشود میتوان به سیاست های آن سال پی برد.امسال نماز عاشورا در فلان جا یا سخنرانی فلان کس است!

 

احکام , پیشوا , صحنه ها.در هر هییت ای یک آخوند با هر سطح سواد و استدلال به بالای منبر میرود و سخنرانی می کند.این جا نه تنها هر چه میخواهند در حلق گوش میریزند بلکه ناخود آگاه با دیدن یک انسان ای که یک متر بالاتر از آنها نشسته است روحیه اطاعت نیز تقویت میشود. دیدن انواع صحنه های ذبح حیوانات ریز و درشت آن هم با این دز بالا روحیه پرخاش را برای انسان های طالب فرهنگ شهادت ارمغان می آورد و بقای دولت را تضمین میکند.در واقع با خوردن گوشت حیواناتی که مرگ انها را دیده ای روحیه انکار ات را نیز تقویت میکنی.

 

مهم نیست وطن پرستی باشد , دین باشد یا تعصب به تیم فوتبال باشد. مهم اینست که در گستره ی وسیعی برای افراد کثیری به کار رود و راحت گذاشته و برداشته شود. کسی را میتوان یافت که هم امریکایی و هم ایرانی باشد ولی کسی را نمی توان یافت که هم یهود و هم مسلمان باشد.دین وسواس فکر می آورد.نا خود آگاه در ذهن تکرار میشود. و تکرار اصل تسلط.

 

سال ها پیش.  هوشمند ای به نام شاه اسماعیل هدیه ای برای نا هوشمند ها آورد تا آنها را گوشمند کند.موفق شد. گرچه گروه هایی کوچک مخالفتهایی کردند.ولی کم کم آنها پیر شدند و مردند و فرزندانشان گفته ها را پذیرفتند. خرافه ها باور شدند و باور ها خرافه.سر بر سر نیزه حرف میزند.یک آدم معمولی دری را بر میدارد که 50 نفر به زحمت میهلند , زیبایی فحشا میشود و زشتی ضمین زمین بهشت ای که در آن حوریان یک چشم با بدن هایی به سفیدی تخم مرغ بر تخت هایی در قصری از طلا که نتیجه ی کار های خیر توست منتظر اند. و چنگ زنید به حبل المتین و به گلوی هر کسی که چنگ نمی زند که این سند تحریف ناپذیر است و فرشتگان مراقبان اند.که چرا هر شیزوفرنی قرن بیستم نمی تواند پیامبر باشد؟

 

 


 
comment نظرات ()