هیزم

 
 
نویسنده : ehsan - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٤
 
دیروز رفتیم علوم تحقیقات تا دستگاه پلازمای توکامک شون رو ببینیم و اون جا چیزهای خوبی دیدم. اول اینکه وضع فیزیک اکسپریمنتال اونجا از شریف خیلی خیلی بهتر ه . حداقل اینکه دوتا دستگاه یک میلیون دلاری داشتن که به خاطر خراب بودن پمپ 70000 دور دقیقه ایشون و تو تحریم بودن ایران نمیتونستن باهاش کار کنن. ولی با بقیه ی دستگاه هاشون هم تولید پول میکردن و هم تولید علم.
دوم اینکه مسئول اونجا(آقای قرآن نویس) کلی مارو تحویل گرفت و انقدر شریف شریف کرد که بعد از دو روز هنوز صداش تو گوشم ه. این آدم با این مسن و شکم دار بود ولی اندازه تمام ماها که رفته بودیم اونجا انرژی داشت و هی بهمون میگفت: یالا بدویید اینقدر بی حال نباشید , چرا با اخم راه میرید! و بر دیدگاه کار اکسپریمنتال به شدت تعصب داشت و میگفت ول کنید این کیهان شناسی و آسمون و ریسمان رو بیایید برید دنبال تکنولوژی و علم رو زمین. من خیلی با این دیدگاه اش موافق نیستم ولی بعضی جاهاش رو قبول دارم. میگفت ببینید بچه ها تو ایران سه تا شغل بیشتر نیست : معلمی, دلالی و رانندگی , دانشگاهامون هم یه دبیرستان بزرگ اند. من به شدت این حرفش رو قبول دارم و وقتی اینو گفت میخواستم بغلش کنم .آه که من چه کشیدم تو این 5 سال, فغان.
سوم که , این آقا به شدت با دانشجو هاش رفیق بود و خوب رفتار میکرد با همه . حتی وقتی 16 نفر ما رو برد تو اتاقش و شیرینی و چایی آوورد وقتی جا نبود یکی از بچه ها رو برد رو صندلی خودش نشوند و خودش اومد وایستاد. حالا بگید کار با این آدم لذت بخشه یا با: اون اخوان که وقتی میرم تو اتاقش , لم داده و پاهاش رو میزه و بهم میگه ول کن بابا برو یه موسیقی رپ بذار حال کن. یا اون ارفعی که 3 سال هر ترم رفتم پیشش و گفتم که میخوام ذرات کار کنم و اون هم هی میگفت معدلت 18 19 نیست. نمی تونی موفق بشی. یا اون ننه اعظم و شوهر بازار یابش مهدوی و مشفقی که نمی دونه با سرعت 200 تای بنز طول جاده به صورت نسبیتی کم نمیشه.
چهارم اینکه ما شریف ی ها( اکثرا و نه همه) گنده دماغ , مغرور , سیستماتیک , متعصب و دارای دختر هایی هستیم که به شدت آرایش میکنند. وقتی تو راه برگشت بودیم این دوستان هی مسخره میکردن که ای بابا اینا چیزی حالیشون نیست. بچه آزادی اند دیگه , درس بلد نیستن که , منم قبول نداشتم این حرف ها رو . مگه ما ها خودمون چی کار کرده ایم؟ یه جوری حرف میزدن که انگار نسبیت عام رو این چن نفر ابداع کردن. خیلی به دید من این حرف ها زشت اومد .قبول دارم که سطح کلی سوادشون پایین تره ولی مثلا ماها هم که بالا تریم چه کاره خاصی کرده ایم؟ جز برای این درس نمی خونیم که بریم؟ یکی رو تو شریف پیدا کنید که میدونسته اپلای چیه و چه شکلی ه ولی معدل اش زیر 13 ه.( به جز امیر). بچه هاشون هم معمولی بودن و وضع سرو لباسشون از شریف ای ها ساده تر بود. ما ها راحت چشمامون رو بسته ایم و نفی میکنیم در حال که بقیه هرچند لاکپشت گونه دارن ازمون میزنن جلو. همینه که میانگی معدل فوق میشه 12.6 که یعنی یک سوم بچه ها افتاده اند. این واسه دانشگاه اول مملکت فاجعه است. وقتی با هر کدوم از دکترا و فوقی ها حرف میزنم میگه هر جوری شده برو. وقتی ملاک میشه معدل , رقابت غول های مملکت باعث میشه بعضی هاشون برن اوج و بقیه فرسوده بشن.جایی که فقط رقابت باشد و همکاری نباشد , رفتار های منفی ریشه میگیرند. چیزی که من دارم هر روز میبینم .
وقتی یه کوچه بن بست ته یه مسیر دراز میشه , یا مردم از رو دیوارش میپرند, یا همون جا میشینن یا خسته و له بر میگردن .
 
محمد و پیام و میثم و اینا رو میخوام

 
comment نظرات ()