هیزم

 
آخوندک
نویسنده : ehsan - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤
 

دوشنبه ها از 10 تا 12  و از 4.5 تا 6.5 با یه آخوند گوگولی مگولی کلاس دارم . آخونده دیگه ...

سر کلاس هم بچه ها بعضی وقت ها باهاش بحث میکنن و هی اعصاب من له میشه . چرا؟

من میتونم با این مغز پلاسیده ام سر هر جلسه  یکی دوبار آخوند خان رو ضایع کنم ولی کاملا جلوی خودم رو میگیرم . همین جوری 2 ساعت نگاه و تایید ش میکنم . ولی این بروبچ بی خیال نمیشن .

میدونی ؟وقتی با این دسته حرف نزنیم و بحث نکنیم مثل الان من . دیگه سوالی مطرح نمیشه تا باگ های اینا هم رو بشه . آخوند ها هم که خدای پر کردن حفره ها هستن . میرن هی واسه این ایرادات و سوالات ما جواب پیدا میکنن. در نتیجه این خالی بندیهاشون هی update  میشه  و سطحشون با سطح ما هی بالا میاد.

حالا اگه ما سر کلاس ساکت باشیم اینا هی حرفهای قدیمیشون رو تکرار میکنن و دیگه باگ هاشون رو نمیبینن و همین جور که اطرافشون رشد میکنه اونا هی درجا میزنن .

بابا بحث نکنید با این جماعت

 

 

 

       میگم من واقعا در روابط عمومی روی سگ رو هم کم کرده ام , اگه وبلاگ هارو یه آدم فرض کنی تو این وبلاگ دونی , وبلاگ من مثل یه آدم معتاد , مدیوز(آلوده به ایدز (اسم مفعول)) , شیزوفرنیست ه .که هیچکی یه حالش رو هم نمی پرسه .


 
comment نظرات ()