گاو من

چرا من گاوم ؟

از بچه گي يك بي تفاوتي شايد مسخره به همراه يك غرور  كم رنگ باعث ميشه كه من به مردم  و دورو وري ها  به چشم يه سري احمق و گوسفند  با درجات مختلف نگاه كنم . هر از گاهي در اين ميان يه آدم ميبينم و ازش خوشم مياد . بيشتر هم از توي چشماشون و قيافه هاشون  ميفهمم يا شايد حدس ميزنم چه جور آدم اي اند . و فقط يه بار اشتباه كردم و اشباه بدي هم بود كه ناشي از صبر من بود

وقتي تو اين همه گوسفند  فضول و جاسوس  و تودرتو  از يكي خوشم مياد و باهاش دوست ميشم  . مثل يه سگ  بهش وفادار ميشم  . هيچوقت بهش دروغ نميگم و هميشه حتي وقتي نيست به يادش هستم  مرده يا زنده  . يه رفتار گاومانند صبورانه . اگر هم كسي از چشمم بيوفته  ديگه هيچوقت دوستش ندارم  نه اينكه سعي كنم دوستش نداشته باشم  به خاطر اينكه يه روز تو اول دبيرستان موقع برگشتن به خونه  فكر كردم كه تنفر متضاد علاقه نيست بلكه اين بي تفاوتي ه كه متضادشه !

از اون موقع نسبت به خيلي ها و خيلي چيزها بيتفاوت شدم  .ولي اين سگيت ام هم بيشتر شد .به توري كه ادم هاي مورد علاقه ام  با من زندگي ميكنن  . مثلا بعد از 5 سال اصلا حس نميكنم مادر بزرگم مرده . روزي چنبار يادش ميوفتم  . ولي مثلا  دوستام رفتن مسافرت تصادف كردن مردن  و قطع نخاع شدن و اصلا برام مهم نيست  حتي نه ختم رفتم و نه عيادت  . سعي نميكنم خودم رو عوض كنم چون شايد اشتباهي عوضي بشم  . تمام عمرم اينجوري زندگي كرده ام . شايد الان  كمتر از 10 نفر آدم تو زندگيم برام مهم اند .بقيه يه سري پس زمينه ي فضا پركن اند. بد يا خوبش رو نميدونم . سعي هم نميكنم آدم جديدي رو اضافه كنم  نه تنها خيلي وقت ه كه از كسي خوشم نيومده بلكه از چنتا ازدورو بري هام هم بيشتر زده شدم و دوري ميكنم  . دنيام هي مختصر تر ميشه . يه دنياي صفر و يك  . وقتي ديوارها به هم نزديك مشن و فضا كم ميشه  .اطمينان و امنيت بيشتر ميشه . ولي اين دفه  چنتا از اين 10 نفر از فضا ميرن  بيرون و فقط بوي اونا تو سرم ميمونه  . اين دفه واقعا دنيام نصف ميشه  .نمي دونم  ........ ماكه در اين دنيا فقط تجزيه ميبنيم و تنهايي . واسه چي ميگن  به هم ميپيونديم

مطمعنان اگه دوباره بخونمش نمیارم اینرو بمونه و پاکش میکنم .

/ 2 نظر / 2 بازدید
غزاله

درجهء گوسفنديّت من رو چقدر تخمين می زنی؟ بگو٬ قول می دم ناراحت نشم.

احسانم

ميگم جوابت تو همين متن هست . اگه بودی که نميو مدم وبلاگت نظر بدم