تا حالا مرض دیتا گرفته ی ؟

از هرچیزی هر چقدر که میتونی جمع میکنی .  مثلا تو کامپیوترم 300 گیگ فیلم و عکس و ام پی تیری  و.. دارم ولی بازم فیلم و.. جمع میکنم . تا این حد که نمیدونم دیگه چی تو کامپیوترم دارم .

با خودم هم همین کار رو کردم . انقدر فیلم از کارگردان های مختلف دیدم که تو این 6 ماه آخر که درست فیلم ندیدم همرو با هم قاطی کرده ام .

انقدر درس میخونم که قاطی میکنم واسه همین معمولا فکر میکنم مثلا کوانتوم بلد نیستم !

شاید واسه همینه که نمیتونم کلاسه شده حرف بزنم . 

نمدونم ولی  شاید همین مفمو ه که آدم هرچی دانا تر میشه بیشتر احساس نادانی میکنه . من فکر کنم من اینو به همه چیم تعمیم داده ام با این تفاوت که دانایی ای در کار نیست

 بهم میگن داده های تو از هر نوعی در اردر گیگ ه  .

/ 7 نظر / 9 بازدید
پيام

فکر می‌کنم واقعا هم همه چیز را قاطی کرده‌ای! چون واقعا مساله‌ی خود را نادان حس کردن که آخر گفتی هیچ ربطی به آن مساله ندارد. واقعا اینکه همه چیز را توی ذهنمان می‌ریزیم (می‌گذاریم!) خیلی در تشویش ذهنمان مهم است و در بهترین حالت در بلند مدت ذهن ما از عهده‌ی آن برمی‌آید. ولی این چه ربطی به زیاد بودن اطلاعات و دانش اندوخته‌ی بشری دارد؟!

غزاله

پيام!‌ تو ۲ خط٬ ۳ تا «واقعآ» به کار بردی!! واقعآ که!!

احسان

خودم هم نميدونم پيام . فقط ميدونم تو کله ام همه چيز هست ولی هيچ چی سر جاش نيست

فنود

من نمی دونم تو ديونه خونه شريف چيکار می کنن پس. شما همگی دچار مشکلات حادين . بايد به تخت ببندنتون. همینجور راست راست راه می رين.

احسان

ديوونه جملهی اولت که خودش نشون ميده تو هم ديوونه ای

فنود

ديوانه ای که از قفس پريد